جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷

  درباره ما

  گالری عکس

سوم خردادماه روزآزادسازی خرمشهرگرامی باد

 
[ ارسال عکس ]
آرشیو گالری تصاویر  

  ورود به سایت
نام کاربری
رمز عبور


  آمار




  اولين مهـاجرت اوزي ها قسمت دوم به قلم احمد خضری
[ يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ - 00:08:00 ]
اولين مهـاجرت اوزي ها (قسمت دوم)

نتیجه تصویری برای احمد خضری اوز

احمدخضری: دبیر هیأت امناء دانشگاه آزاد اسلامی اوز

اقدامات ميرعبدالهادي

همانطور که قبلاً نوشتم، پس از اعدام ميرهاشم اوزي، ميرعبدالهادي حکم کلانتري اوز را دريافت کرد. کلانتري ميرعبدالهادي دچار زير و بم فراوان شد. چون چند بار به تناوب به سمت کلانتري اوز منصوب و معزول مي شد. آن طور که از اسناد بر مي آيد، مير عبدالهادي مديريت منسجم و قوي نداشت و به قول معروف «گوشي» بود و در روز براي يک موضوع چند تصميم مختلف مي گرفت. مدت انتصاب وي بعضي اوقات طولاني و بعضاً کوتاه مدت بود. به طوري که مي توان کلانتري طويل المدت وي را به دو دوره تقسيم کرد. دوره اول از زمان قتل ميرهاشم اوزي که از سال 1268 هجري قمري شروع و تا تاريخ 1273 هجري قمري ادامه يافت و دور دوم نيز از سال 1273 هجري قمري آغاز و تا سال 1281 هجري قمري پايان يافت.

در دور دوم کلانتر مير عبدالهادي اوزي، يک نفر اهل اوز که داراي سواد و شجاع بود بناي مخالفت با کلانتري او گذاشت. مير عبدالهادي ابتدا سعي کرد او را تطميع کند ولي اين فرد که حاج ميراحمد ميرتقي نام داشت و سن او حدود 52 سال بود زير بار پيشنهادهاي کلانتر نرفت و روز به روز رابطه بين آن دو سخت تر و تيره تر شد. تيرگي روابط بين آنان باعث شد تا مير عبدالهادي با خشونت با حاجي مير احمد برخورد کند و او و خانواده اش را در تنگنا قرار دهد. چون حاجي ميراحمد فردي شجاع و به امورات جنگ تن به تن و تيراندازي مسلط بود زير بار مير عبدالهادي نمي رفت و با او به مقابله برخاست. مير عبدالهادي که از اين موضوع سخت دلگير شده بود به شاهزاده قاجار، والي فارس شکايت برد و شاهزاده نواب نصرت الدوله با حکم کتبي، خواستار دستگيري حاجي ميراحمد ميرتقي اوزي توسط مير عبدالهادي شد. و مير عبدالهادي چون مي دانست که حاجي ميراحمد فردي زيرک و جنگجوست و عده اي نيز طرفدار او شده بودند از حاکم لارستان تقاضاي نيرو براي دستگيري او کرد. بنابراين، در سال 1281هجري قمري گروهي سواره و پياده مسلح به عنوان قشون حکومتي از لار به اوز آمدند. قشون هنگام نماز عشا وارد اوز شدند و شب را در قلعه به استراحت پرداختند.

بامدادان ميرعبدالهادي پيکي را روانه منزل حاج ميراحمد ميرتقي نمود و گفت: قشون بزرگ از لار آمده اند و حکم دستگيري شما توسط فرمانفرمايان لارستان و فارس تائيد شده است. بهتر است بدون خونريزي خود را تسليم نماييد تا غائله پايان يابد.

اما حاجي ميراحمد به پيک گفت: به کلانتر بگو بجنگ تا بجنگيم. بنابراين، کمي بعد از طلوع آفتاب جنگ بين قشون لار به فرماندهي مير عبدالهادي و حاجي ميراحمد ميرتقي در گرفت و تا حوالي ظهر ادامه داشت. در اين نبرد سپاه مير عبدالهادي به پيروزي رسيد.

سرانجام حاجي ميراحمد ميرتقي

حاجي ميراحمد و طرفدارانش چون از کم و کيف حالات و روحيات مير عبدالهادي و اطرافيان او با خبر بودند توانستند جنگ را تا حوالي ظهر ادامه دهند. حاجي ميراحمد ميرتقي چون اوضاع را به سود خود نديد اسب، غذا و همراه را براي فرار از معرکه مهيا کرد و پسرش جنگ را ادامه داد. خودش، خانواده و اطرافيان به طرز ماهرانه اي از اوز متواري شدند.

در اين نبرد، پسر حاجي ميراحمد توانست 5 نفر از قشون لار را زخمي و يک نفر از آنان را نيز به قتل برساند. اما در نهايت تسليم و کشته شد و مير عبدالهادي با خشم و غضب فراوان در منزل و شهر و حوالي اوز به دنبال حاجي ميراحمد و خانواده اش مي گشت. و چون او را نيافت دستور داد تا سپاهيانش به اتفاق سپاهيان لار خانه و کاشانه او را به يغما برند و کلاً خانه او را با تبر، کلنگ و تيشه با خاک يکسان کردند.

عنايت اله نامور، پژوهشگر معاصر، مي نويسد: «اين خانه به صورت تلي از خاک مدت ها در مقابل برکه ملامحمد باقي بود.»

بعدها مرحوم محمد محب در آنجا اقدام به ساخت يک باب منزل مسکوني کرد که در حال حاضر موجود است. حاجي ميراحمد و خانواده پس از فرار از اوز ابتدا به حوالي ارد، فداغ و سپس به سوي صحراي باغ رفته و در نهايت در گرمسيرات ساکن شدند. بديهي است بعد از فرار حاجي ميراحمد گروهي از هواداران، اقوام و وابستگان وي نيز بالاجبار تنبيه شدند و عده اي نيز از اوز فرار کردند و در مناطق مغويه و چارک ساکن شدند و گروهي نيز به خارج از کشور رفتند.

فراريان در دوران دوم کلانتري مير عبدالهادي

مرحوم حاج شيخ محمد فقيهي، مفتي اهل سنت لارستان و امام جمعه شهر اوز، در اين مورد مي گفت: «حاجي ميراحمد ميرتقي خودش، 4 فرزند و عيال، مادر عيالش، خواهران عيالش و بچه هايش حدود 17 نفر در مرحله اول و در حين تيراندازي بين خانه او و سپاهيان مير عبدالهادي به طرز زيرکانه اي از اوز متواري و از راه (پرگانه) خود را به زينل آباد و آغصه رسانده و از آنجا به سمت گرمسير و بنادر رفتند» و مرحوم شيخ در اين مورد افزود: «مير عبدالهادي کلانتر، با شکنجه و به فلک بستن يکي از هواداران حاجي مير احمد که در منزل وي دستگير شده بود از مسير فرار حاجي ميراحمد مطلع شد ولي چون مي دانست که وي مسلح و ممکن است از کشته شدن پسرش مطلع شده باشد و طبعاً خشمگين است از تعقيب وي خودداري کرد.»

مير عبدالهادي که در اين نبرد از نظر مادي و معنوي زيان ديده ولي به ظاهر بر حاجي ميراحمد ميرتقي که يکي از مخالفان سرسخت وي بود پيروز شده بود سخت خشمگين بود و هر روز اقدام به اذيت و آزار طرفداران و وابستگان حاجي ميراحمد مي کرد. به طوري که آنان نيز به ستوه آمدند و راه علاج را در مهاجرت و کوچ و فرار ديدند. آنان به تدريج از اوز کوچ کردند و ابتدا به بستک، جناح، مغويه، لنگه، چارک، و بعدها به بندرعباس، کرمان، جيرفت، يزد و غيره رفتند. در تاريخ دلگشاي اوز نام بعضي از خانواده هايي که از اوز کوچيدند يا کوچانده شدند را به شرح زير مي آورد: علوي، فريدوني، ارفعي، شمس، گرگ، مير، خواجه، ملا و ...

در اينجا، نگاهي به مهاجرت اوزي ها به پايان مي رسد و مي توان گفت که مهاجرت يا کوچ، جابه جايي مردم از مکاني به مکان ديگر براي کار با زندگي است و اوزي ها بيشتر به خاطر دوري از ظلم و ستم، حفظ ناموس و شرف و شخصيت و به دست آوردن امنيت اجتماعي و سياسي دست به مهاجرت زده اند. اما اخيراً نيز موج سوم مهاجرت از مدتي پيش آغاز شده است و خانواده ها براي فرار از شرايط و عوامل نامساعد آب و هوايي و به دست آوردن امکانات رفاهي، زيستي و شغلي به شهرهاي شيراز، تهران، دبي و بندرعباس مهاجرت مي کنند. اما مردم اوز به هر کجا مهاجرت کرده يا بکنند همچنان خود را اهل اوز مي دانند و با گويش زيباي اوزي نيز صحبت مي کنند.

 

 
   
نظرهای شما :  
علوی[16/2/1397] : دستتان با اینقلم زیبااز مهاجرت اوزیها درد نکندامیدوارم همشهریان بیشترشان این خاطرات را بخوانند
 
به شورای شهر وهمه دلسوزان برای ارتقای. اوز[16/2/1397] : دیروز ریس شورا ونایب ریس شورای شهر زرقان طی یک کنفرانس خبری درباره استحقاق بخش زرقان فارس برای شهرستان به صورت مفصل صحبت کردند واعلام کردند که درماههای اخیر که کا ر تقسیمات کشوری. شروع شده به صورت جدی بارها در وزارت کشور پیگیری. واقدام. کرده اند وخوشبختانه در به حرکت. در اوردن پرونده این بخش بزرگ برای طرح. در هییت دولت موفق بوده واظها ر امیدواری کرده اند که بزودی. شاهد ارتقای بخش زرقان. هستند. در ضمن درتاریخ ۲۰. اردیبهشت هم. استاندار فارس. وهییت همراه. را برای بازدید وطرح مطالبات مردم زرقان به این شهردعوت. کرده اند که قطعا مهمترین مطالبه انها. ارتقای زرقان است خلاصه همه بخشهای فارس که پرونده انها به وزارت کشور ارسال شده است مانند زرقان. بیضا. اباده طشک. چنارشاهیجان و....با صدای بلند مهمترین درخواست ومطالبه خود. رابیان ومطرح میکنند. اما در اوز تحرکی از طرف. شورای شهر ودیگر مسولین وحتی. نشریات دراین مورد وجود ندارد. ومثل اینکه. روزه. سکوت. گرفته ایم. ویا شاید. تصور میکنیم که چون پرونده. اوز. به تهران. ارسال. شده. کار. تمام. است امیدواریم که شورا. ومسولین. ودلسوزان شهر. دچار خوش خیالی نشوند وبا صدای. رسا ودرارتباط بیشتر با مسولین. ارشد درسطح کشور وهمه جانبه این مطالبه عمومی. رابه سرانجام برسانند کلید اکثر مشکلات اوز وعلت عقب ماندن شهرما نسبت به شهرهای مجاور همین. است اوز بعد از ۷۰. سال سابقه بخشداری و۶۰ سال داشتن شهرداری استحقاق. شهرستان شدن را دارد وباید. رساتر وبلند تر انرا فریاد. کرد. با ارزوی توفیق
 
دانشجو[16/2/1397] : برای جلوگیری وکند شدن موج سوم مهاجرت که درحال حاضر صورت میگیرد باید برای ماندگاری نسل جدید دراوز کارهای تولیدی واقتصادی واشتغال به حرکت دراید تاسبب رونق کسب وکارشود وهمچنین با شهرستان شدن اوزهم که باعث افزایش بودجه وامکانات دولتی میشود هم میتوان امید وار بود که موج سوم مهاجرت کمتر شده وشهرما از نیروهای فعال وسرزنده خالی نشود که متاسفانه چشم انداز روشنی دربین مسولین وبزرگان شهر. برای. اشتغال وارتقای اوز دیده نمیشود وهمه نیروهای فعال مشغول کارهای فرهنگی وسخنرانی ونمایشگاههای تکراری ومراسمها متعدد هستندوبا مطرح کردن شهر اوز فرهنگی است.همه توان شهر. راصرف این کارها. کرده اند
 
کاسب محل[16/2/1397] : مطلب درست وجالبی است دست نویسنده درد نکند اما درخواست دارم که ایشان برای جلوگیری بیشتر از مهاجرت اوزیها در شرایط فعلی. در روزنامه.خودشان مطلب بنویسند وگرنه گذشته ها که گذشته است اوز درحال حاضر هم درحال تخلیه واز همه شهرهای اطراف بیشتر مهاجر ت میکنند دراوز بیشتر کارها نمایشی است وباعث شغل وکارنمیشود وهمه اش نقل کتاب واین جور چیزهاست
 
کامران[16/2/1397] : مقاله مهاجرت حکایت از نابسامانی همه ادواردر اوز دارد و اینک هم اوزیها از سشهر دارند مهاجرت میکنند و هیچ تدبیری هم برای آن اندیشیده نمیشود
 
همشهري ..[16/2/1397] : از خواندن اين مقاله خيلي دلم گرفت كه هميشه مردم اوز در رنج و مشقت بوده اند و اين مقاله باعث خواهد شد كه ساير افراد ساكن اوز را نيز بفكر وادارد كه از اوز كوچ كنند. من از آقاي خضري خواهش و تمنا دارم گذشته را رها كند و بفكر الان اوز باشد غصه گذشته را خوردن دردي را دوا نميكند. بهتر است انرژي و فكر خود و دوستان و همشهريان براي دلگرم كردن مردم و ايجاد راه چاره و ايجاد اشتغال و كار و سازندگي متمركز نمود و بيش از اين بفكر فرهنگ و كتاب و تاريخ گذشته اوز نباشند هرچند آگاهي از تاريخ اوز و مردمش خوب است اما براي وقتي ديگر و بجاي آن مردم به كار و تلااش و زندگي و درآمدزائي ترغيب نمايند .وقتي مردم در رفاه و آسايش و كار و زندگي باشند فرهنگ هم خودبخود رشد ميكند .متاسفانه مردم اوز تمام زندگيشان شده فرهنگ آنهم فرهنگ سطحي نگري اما از كار وسازندگي و توليد و ابتكار وزندگي خبري نيست و در مقابل مردم ساير شهرها در رفاه و ناز و نعمت زندگي ميكنند و عده زيادي هم در كشور در حال غارت چاپيدن كشور هستند كه البته اينمورد اخير مورد تائيد نيست و مذموم ميباشد. اين نشان ميدهد كه مردم اوز به بيراهه رفته و ميروند ومتاسفانه عده اي از تحصيلكردهاي اوز نيز مردم را به راه غير اصولي هدايت ميكنند. وقتي كار و رفاه باشد خودبخود باقي موارد درست ميشود. مگر ساير شهرها كه بر خلاف مردم اوزاينقدر بفكر فرهنگ نبوده اند رشد و توسعه پيدا نكرده اند . همه چيز بايد متوازن باشد متمدن صوري بودن و روشنفكر مابانه فكر كردن مشكلي را حل نميكند . بايد روحيه اميد و كار و سازندگي و تلاش در مردم ايجاد نماييد . گروههاي خودجوش كه در اوز ظهور كرده اند و اسامي خوبي هم براي خود و گروهشان گذاشته اند بايد اهم فعاليت خودرا براي هم انديشي براي بررسي راه چاره اشتغال و كار و توليد متمركز نمايند. الان سه دانشگاه در اوز وجود دارد اما نيروهاي تربيت شده اوزي در كجاها مشغول بكار هستند اگر امروزاعلام شود كه اوز ارتقا يافته است‌آيا نيروي بومي اوزي لازم براي مدريت ادارات وجود دارد بايد نيروي مورد نياز براي راه اندازي ادارات تربيت شده باشند نه اينكه مصيت ديگر براي هجوم افراد غير بومي در اوز صورت گيرد .اينها درد مردم اوز ميباشد در هرجلسه اي كه در اوز تشكيل ميشود فقط تعداد انگشت شماري افراد حضور دارند و ديده ميشوند بايد طيف و تعداد افراد در جلسات براي آموزش و كسب تجربه بيشتر باشند و احساس مسوليت نمايند تا بمرور زمان تربيت شوند تا ياس و نااميدي از اوز و جوانان و مردمش رخت بربندد.
 
ماریا [16/2/1397] : مطلب خیلی زیبا وجالبی بود
 
اوزی از بندر وسخنگوی شورای شهر[17/2/1397] : با سلام. قرار بود که شورای شهر سخنگو داشته باسد. وهر از چند وقت. اطلاع رسانی کنند اما دیگر خبری نیست. لا اقل به این همه کامنت های مردم که بسیار هم. خوب. سوال میکنند. در سایتها ونشریات. پاسخگو. باشند. با تشکر
 
مسعود خضری[18/2/1397] : تشکراز سرگذشت گذشته اوز که بشیوایی نوشته شده است
 
نام: