چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶

  درباره ما

  گالری عکس

دوم اسفندماه، بیست و یکم فوریه، روز جهانی زبان مادری گرامی باد

 
[ ارسال عکس ]
آرشیو گالری تصاویر  

  ورود به سایت
نام کاربری
رمز عبور


  آمار




  پسین اوز، عصراوز نیست به قلم هادی صدیقی
[ شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ - 06:05:35 ]

پسین اوز، عصراوز نیست

  Image result for ‫سیلوانا سلمانپور در دانشگاه آزاد اوز‬‎

هادی صدیقی:نویسنده واز اعضای شورای سرپرستی عصراوز

«خبرنگار مطالبه گر خواسته ها و نیازهای جامعه است. با قلم خبرنگار، جاده ای ساخته می شود. مدرسه ای تجهیز می شود. مشکلات محیط زیست بیان می شود. خبرنگار نامش با توسعه و آبادانی و پیگیری برای حل مشکلات مردم عجین شده است.» جملات بالا توئیتِ محمد سلطانی فر در نخستین روزِ کاری اش به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پنجم دیماه بود. جملاتی که بخوبی نشان دهندۀ جایگاه و نقش خبرنگار در اجتماع است. از دید کلی تر، این جملات رسالتِ اهالی مطبوعات را بیش از پیش عنوان می کند و وظیفۀ سنگین آنها در روشنگری، نشان دادن کمبودها، کاستیها و پیگیری خواسته های مردم را نشان می دهد. خبرنگار همانگونه که می تواند اینچنین روشنگر باشد و نامش با توسعه و آبادانی عجین شده باشد، اگر خود و جایگاه خود را نشناسد و اخلاق را رعایت نکند، همانقدر می تواند برای جامعه خطرناک و ناکارآمد باشد.

 

 

 در واقع کار رسانه ها و اهالی مطبوعات از سویی می تواند مفید و روشنگرانه باشد و از سویی دیگر در صورت پایبند نبودن به اخلاق، مضر و گمراه کننده باشد.

 پیش تر و به مناسبت انتشار فصلنامه «با پیام دانش اوز» نوشته بودم: «خبر انتشار هر نشریه جدید، نوید زندگی دوباره را می دهد؛ چرا که هر نشریه جدیدی که متولد می شود، نفرات بیشتری آنهم در فضایی متفاوت از گذشته قلم بدست می گیرند و ایده ها و اندیشه های خود را قلمی می کنند. چه بسا در این میان، قلمهایی جدید شکوفا شوند و ایده و اندیشه های جدیدی پا به عرصه گذارند که سبب توسعه منطقه شود. وقتی در یک جامعه به خاطر وجود فضاهای ایجاد شده، افراد مجالی برای بروز اندیشه و ایده های خود بیابند، در آن جامعه فکر رشد بیشتری می یابد. در نتیجه از تبادل افکار و آرای گوناگون، جامعه به سوی پیشرفت سوق داده خواهد شد و بهرۀ نهایی را مردم با زندگی در جامعه ای بهتر و توسعه یافته تر خواهند برد.» حال شاید بتوان گفت بخش نخستِ این جملات برای نشریۀ تازه تاسیس «پسین اوز» حرفی تازه نباشد، چرا که این نشریه همان «عصر اوز» است که با توقفِ انتشار و قطعِ همکاریِ دست اندرکاران آن با صاحب امتیازِ عصراوز، و همکاری با «پسین اوز» و انتشار آن در پی اخذ مجوز نشریه ای جدید به صاحب امتیازی و مدیر مسوولی آقای احمد خضری، عملا نشریه ای جدید متولد نشده؛ بلکه همان نشریه سابق با سبک و سیاق همیشگی به کار خود ادامه می دهد. به نظر بنده چنین نیست و پسین اوز، عصر اوز نیست؛ پسین اوز -که با فرم و محتوای جدیدی در دسترس خوانندگان قرار گرفته- نوید نشریه ای تازه با سبک و سیاقی دیگر می دهد و با تفاوتهایی که وجود دارد و برخی از آنها را برخواهم شمرد، نبایستی آنرا همان عصر اوز دانست.

 با دیدن سه شمارۀ نخست «پسین اوز»، بنظر می آید این نشریه تازه متولد شده از قالب تقریبا سابق عصر اوز در دو دهه گذشته بدر آمده و با رفتن از خانۀ اجاره ای به خانه ای مستقل، در پی انداختن طرحی دگر آمده است. عصر اوز هرچند نشریه ای بود که در اوز و کاملا بصورت بومی تهیه می شد، ولیکن به خاطر آنکه زیرمجموعه عصر مردم شیراز بود گویی خانه ای عاریتی و استیجاری داشت و حال با کسب امتیاز نشریه ای دیگر، خود صاحبخانه نیز شده است.

از سویی دیگر نام و لوگوی عصر اوز به برندی نوستالژیک تبدیل شده بود که چند نسل از مردم منطقه -هر کدام به فراخور- از آن خاطره یا خاطراتی داشته و دارند و با علاقه ای که مردم به شهر آبااجدادی خود دارند، بسیاری به نوعی دلبستۀ آن بودند که با تغییر نام نشریه، آن دلبستگی و تعلق خاطر و حس نوستالژیک کمتر شامل نشریه جدید خواهد شد و این موضوع، کارِ گردانندگانِ پسین اوز را در جلب و حفظ خوانندگانِ ثابت و برندسازیِ مجدد کمی دشوار خواهد کرد.

البته گفتنی است این سختی و مشکلاتِ راه، خود سبب ایجاد نیروی محرکِ جدیدی در گردانندگان نشریه و در نتیجه ایجاد تنوع، نوآوری و حرف های جدید خواهد شد. موضوعی که در گام های ابتدایی این نشریه با ایجاد وب سایت «پسین اوز» که مرتب بروزرسانی می شود، خود را جلوه گر ساخته است.

عصر اوز سالها بود در فضای مجازی نمودی نداشت و به داشتن وبلاگی ساده بسنده کرده بود. کمبودی که دیگر در نشریه جدید وجود ندارد و نشان می دهد حفظ ارتباط با مخاطب در دنیای مجازی برای گردانندگان آن مهم است. اگر بخواهیم تفاوت عمده دیگر عصر و پسین را برشماریم، بایستی به شروع فعالیت هر دو اشاره ای گذرا داشته باشیم.

عصر اوز در دوران اوج شکوفایی مطبوعات ایرانِ پس از انقلاب اسلامی و در حالیکه جامعۀ فرهنگی اوز در وضعیتی بود که بیشترین همدلی را با هم داشتند، پدید آمد و با استمرار در انتشارِ منظم و چاپ مقالات جالب و تازه، در اذهان عمومی ماندگار شد. اگر نیم نگاهی به نامهایی که در ابتدای شروع فعالیت عصر اوز با آن همکاری داشتند بیاندازیم،


به نام های گوناگون و متنوعی برخواهیم خورد که از هر گروه و جناح و دسته ای در خود یک یا چند نماینده داشت. موضوعی که نشان می دهد در آن برهه از زمان همۀ مردم، نشریۀ تازه تاسیس را از آنِ خود می دانستند و فارغ از اختلاف نظرها و یا برخی اختلافات، دوشادوش یکدیگر در اعتلای آن می کوشیدند.

 فراگیر بودن عصر اوز در سالهای ابتداییِ انتشار و تازگی وجود یک نشریه در منطقه، بدان مقبولیت عمومی داده بود؛ به گونه ایکه عصر اوز توانست در همان ابتدای کار، در سطح بخشی از جنوبِ ایران جریان ساز باشد و با اقبال عمومی مواجه شود. این در حالیست که «پسین اوز» در شرایطی شروع به انتشار کرده است که صف بندی های گروهی و جناحی در اوز و بعضا اختلافات بین دسته های مختلف مردم، علنی تر شده و شاید به بیشترین سطح خود در این سالها رسیده باشد. موضوعی که این روزها به آفت جامعه تبدیل شده و موجب هدر رفتِ سرمایه، وقت و انرژی فعالین اجتماعی شده است.

 پسین اوز در این شرایط می تواند با حفظ وجهه ای که گردانندگان آن از قبل در میان اذهان عمومی دارند و با پرهیز از دامن زدن به اختلافات و دعوت از گروه ها و دسته بندی های مختلف شهر و منطقه به وحدت، نقش اجتماعی خویش را به خوبی ایفا کند و اعتمادِ افکارِ عمومی را بدست بیاورد و دوباره جریان-ساز شود.

 تفاوت عمدۀ دیگر این دو نشریه را می توان در میان عناوین صفحاتشان یافت. ترکیب صفحات پسین اوز نشان می دهد، پسین اوز دو بازوی توانمند قدیمیِ عصر اوز یعنی «بانو» و «نسل پویا» را کنار گذاشته است. این دو کمیته متشکل از بانوان و جوانانِ دانشجویی بود که در عصر خود پیشرو بودند و با فعالیت هایشان، نام خود را در ضمیر بسیاری از مردم جاودان ساختند. فعالیت هایی که امروزه دیگر گروه ها و انجمن های شهر به نحوی آنرا ادامه می دهند یا از نو به انجام می رسانند. فعالیت هایی که زیربنای بسیاری از اتفاقات خوبِ فرهنگی-اجتماعی در شهر شد. تغییرات گسترده در صفحه آرایی، چینش مطالب و عکسها از دیگر تفاوت های این دو نشریه است. از سویی دیگر اعضای شورای سرپرستی این دو نیز با هم تفاوت اساسی دارد.

 هرچند «پسین اوز» تاکنون به صورت رسمی اعضای شورای سرپرستی خود را معرفی نکرده است ولیکن تماس های تلفنی حاکی از آنست که شورای سرپرستی این دو نشریه با هم تفاوت دارند. همۀ اینها نشان می دهد بایستی این دو نشریه را متفاوت بدانیم. این تفاوتها در جای خود می تواند خوب باشد؛ چراکه نشریه ای جدید با هیات تحریریه ای سابقه دار زیرِنظر روزنامه نگاری شناخته شده چون آقای احمد خضری پا به عرصه گذاشته است که نویدِ یک تغییر را می دهد. تغییری که بایستی قضاوت دربارۀ آن را به زمانی دورتر و پس از بررسی عملکرد نشریه در آیندۀ پیش رو موکول کنیم.

 نشریات در این دوران که اخبار در کسری از ثانیه سراسر جهان را می پیمایند، چاره ای جز انعکاس اخبار درست و حرفه ای و بررسی ابعاد و اثرات مختلف اخبار و جنبه های گوناگون آن را ندارند. در این دوران انتظار مردم از نشریات دیگر صرفا اطلاع رسانی نیست، بلکه مردم در نشریات بدنبال تفسیر اخبار و جنبه-های دیگر اخباری هستند که پیش تر از طریق دنیای مجازی یا راه های دیگر شنیده اند. مردم از نشریات انتظار دارند خواسته های آنان را برطرف سازد و حرف شان را به گوش مسوولین و سایر مردم برساند. پس تنها به ذکر اخبار ساده نمی شود بسنده کرد و باید بیش از پیش به تحلیل و بررسی اخبار و تحولات پرداخت. در دنیای جدید با افزایش ضریب نفوذ فضای مجازی در میان عامه مردم، پیشرفت دنیای وب و دیجیتال، استقبال و اقبال نشریات کاغذی رو به افول است که کار نشریات و ادامۀ حیات آنها را با چالش مواجه ساخته است.

 برای نمونه برخی آمارها در سال 1392 نشان می دهد روزنامه های پرتیراژی چون ایران، جام جم و همشهری در کل استان فارس جمعا 7048 نسخه فروش داشته اند که با توجه به جمعیت و گستردگی این استان پهناور بسیار ناچیز است و نشان از افول مخاطبان رسانه های کاغذی در ایران دارد. موضوعی که با بررسی تیراژ پسین اوز نشان می دهد، در منطقه عینیت ندارد. پسین اوز در پشت جلد، تیراژ این نشریه را هشت هزار نسخه عنوان کرده است که نشان می دهد مردم فرهنگ دوست منطقه، کماکان ارتباط خود را با مطبوعات حفظ کرده و از آن حمایت می کنند؛ به گونه ایکه این نشریه خود به تنهایی تیراژی بالاتر از مجموع تیراژ روزنامه های همشهری، ایران و جام جم در استان فارس دارد. به هر حال پیشرفت هر منطقه نیازمند فداکاری و از خودگذشتگی مردم آن منطقه است و همانطور که پیشتر در فصلنامه پیام دانش نیز نوشته بودم، بایستی دوباره تاکید کنم :

 «رشد و توسعه همه جانبه شهر و منطقه در گرو رشد استعدادهای منطقه، پرورش ایده ها و اندیشه های گوناگون، در کنار وحدت و پرهیز از دامن زدن به اختلافات موجود است؛ که امیدوارم نشریات منطقه با ایجاد فضای رقابتی مثبت و سالم، همراه با وفاداری کامل به اصول حرفه ای روزنامه نگاری در این راه بکوشند.» در چنین شرایطی خطر کردن آقای احمد خضری برای ورود قوی تر به دنیای مطبوعات کاغذی با گرفتن مجوز برای نشریه ای جدید -به عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسئول- را خدمت ایشان و همکارانشان شادباش گفته، برایشان در این امر خطیر آرزوی سربلندی و پیروزی می کنم.

  ***چاپ شده در پسین اوز، سال اول، بهمن 1396، شماره 4، صفحۀ2

منبع: پسین اوز

 
   
نظرهای شما :  
اوزی[7/11/1396] : با تشکر. ازجناب. صدیقی. مردم اوز. انتطار. دارند که. روزنامه های محلی. بیش از این. مطالبات. ودرخواست. های اوز. را مطرح. وبا صدایی. رساتر. به گوش. مسولین برسانند. چون. با روشهای. گزشته. گوش. مسولین. بدهکار. نبوده است. مهمترین مطالبه. مردم. درخواست. استقرار. ادارات. مورد نیاز. اوز. مثل. دادگاه. ثبت. اسناد. واملاک. سبکه بهداشت ودرمان و.....می باشد که این. اداره. زیر ساختهای. ارتقای. اوز می باشد که همچنانکه. سما. بیان. کردید. صرف. نوشتن وانعکاس. مطالبات. کافی. نیست. وروزنامه. نگاران. باید. اینها. را. پیگیری. نمایند. باتشکر
 
خواننده[7/11/1396] : اگر اعلام شود از ۸ هزار نسخه پسین اوز! به ترتیب در شهرها و روستاهای مختلف چند نسخه توزیع می شود، سپاسگزار می شویم.
 
نسل پویا یی [7/11/1396] : نسل پویایی اینرا که مینویسم خدای نخواسته برداشت ناسپاسی نباشد چون من وامثال من چیزهای زیادی از عصر اوز آموختیم ولی عصراوز رفته رفته آب رفت وکمیته‌ها پراکنده شدند ومتاسفانه ازهم پاشیده شدند دوران خوبی بود عصراوز دلگرمی جوانان دختر وپسر بود وخانوادهها با علاقه راضی بودند به عصر برویم من ودوستانم از عصراوز فارغ‌التحصیل شدیم ولی اگر ماندگار شده بود مطمینآ دیگران جای مارا گرفته بودند البته آقای صدیقی که از اوز رفتید شاید از دلایل این از هم پاشیدگی بود
 
خبرنگاران. ومسولین. در اوز[8/11/1396] : توجه. شما. را به. سخنان. نا گفته. حسنی. گراشی. نماینده. سابق. مجلس در باره. اوز. ومنطقه. در سایت. افتاب. لارستان. جلب. میکنم
 
نام: