دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷

  درباره ما

  گالری عکس

سی و ششمین سالگرد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی گرامی باد

 
[ ارسال عکس ]
آرشیو گالری تصاویر  

  ورود به سایت
نام کاربری
رمز عبور


  آمار




  درداهل قلم به قلم نوشاده نوشادی
[ چهارشنبه ۲۰ دي ۱۳۹۶ - 06:05:22 ]
درداهل قلم
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید

پیام دانش:
با تشکرازنویسنده توانای اوز که به رغم نوشتن این رنج نامه ولو به صورت طنز یا گله گذاری، این مطلب را باوجود درج در نشریه پیام اوزبرای چاپ در«پایگاه خبری پیام دانش» فرستاده است اما از نوشتن غافل نیست تا وظیفه خودرادر قبال جامعه ورسالت اطلاع رسانی و آگاتهی بخشی، ادا کرده باشد

Image result for ‫درد اهل قلم‬‎ .
جهت اطلاع صاحب این قلم رساو خوانندگان اظهارمی دارد : «درد اهل قلم» به تیترمطلب اضافه شده است.

  نویسنده وفعال اجتماعی: نوشاده نوشادی
از شما چه پنهان مدتهاست یک سوال بی جواب ذهنم را به خود مشغول داشته که اخیرا به کشف پاسخ ان نائل امده ام . از زمانی که سعی کردم هر از گاهی مسائل ومشکلات موجود در شهر خوش اوازه مان اوز را روی کاغذ بیاورم و بارها پیش امده همشهریان عزیزم بعضی مسائل را که از دید ها پنهان مانده مطرح کردند که در ان باره مطلبی بنویسم در عین خرسندی از چنین ابراز لطفی باز برایم جای خالی این سوال باقی می ماند در شهری که بیش از هزاران تحصیل کرده داریم که اتفاقا از دید بسیار بالا وسطح فکر روشنی نیز برخوردارهستند چرا حدود بیست سال است تعداد اهل قلم شهرمان به بیش از بیست نفر تجاوز نکرده است؟!
وقتی این سوال را از یکی از دوستان اندیشمندم پرسیدم لحظاتی با نگاه عاقل اندر سفیه به من خیره شد وگفت سری را که درد نمی کند کسی دستمال نمی بندد ! چون فکر کردم جواب کاملا بی ربط است چیزی نگفتم ولی حالا که مدتی است به مصیبت اهل قلم شدن گرفتار امده ام تازه متوجه شدم ماشاءاللله بیشتر همشهریانم به طور خدا دادی و ژنتیکی بدون اینکه به مصیبتی گرفتار ایند قدر عافیت خود را دانسته اند ! اشخاص وارسته ای که سالهاست به طور مکرر اسامی شان زیر نوشته ها مشاهده می کنیم جزء معدود افرادی هستند که حتی پس از مصیبت کشیدن هم قدر عافیت خود ندانسته اند وبه نوشتن خود تداوم بخشیده اند! .بنده پس از اینکه در حد توانایی ام از قلمم کمک گرفته ام تا با بهره گیری از نشریات محلی که به.همت وکوشش بزرگ اندیشان شهرمان نصیب ما شده بتوانم قدمی هر چند کوچک در انعکاس مطالبات اقشاری بردارم که خود در نوشتن خواسته هاشان محدودیت هایی دارند پس از اینکه به لطف مسئولین سایت های مجازی مان که خدا از بزرگواری کم شان نکند قبل از پدیدار شدن مقاله مان کامنت های سر درد زا را در سایت بالا می اورند .دقیقا به مرتبط بودن جواب دوستم پی برد م که به راستی سری را که درد نمی کرد چرا دستمال بستم ؟! یکی از سیستم های حاکم بر جامعه مان این است که اگر چه از کوچکترین تا بزرگترین توسعه وپیشرفتی که در منطقه داشتیم را مدیون فعالان دلسوز شهرمان هستیم ولی سخت وسفت پشتیبان اقشار گوشه گیر دور از خیر وشر هستیم دقیقا مثل این است که تعدادی کودک نوپا جمع شده باشند ودر این بین یکی دو کودک بلند شوند وشروع کنند به راه رفتن . شاهدان این صحنه هم با دقت راه رفتن انها را زیر نظر بگیرند وبگویند چرا فلان کودک اهسته گام بر میدارد یا مثلا چرا ان یکی از دیوار کمک می گیرد و وو در حالیکه به ان دسته از کودکانی که هیچ رغبتی به حرکت ندارند کاری نداشته باشند! این دقیقا یکی از معایب اجتماع ماست مثال واضح تر اینکه اگر کسی هیج خیر وخیراتی نکرد می گوییم پول خودش است به ما ربطی ندارد ولی به محض اینکه خیر اندیشی بنایی ساخت ایراد می گیریم حالا چرا مسجد ؟ . چرا مدرسه ؟ چرادانشگاه یا باشگاه؟! این چه خیری است درست نیست! اگر بچه ات در مدرسه باشد می توانی حین تماشای تلویزیون در منزل یک بشقاب تخمه کشکا کشک بشکنی یک استکان چای هم نوش جان بفرمایی سپس کفش اک بندت رابپوشی بروی مدرسه کمی گره در ابروهایت بیندازی واز اعضای انجمن اولیا ومربیان که چند روز متوالی برای برگزاری یک مراسم زحمت کشیده عرق ریخته وهزینه کرده اند ایراد بگیری که اعضای انجمن فلان مدرسه خیلی سلیقه به خرج داده بودند بادکنک چیه وصل کردید دفعه بعد سعی کنیدسلیقه به خرج بدهیدو قشنگ تر دکور کنید ! اینجاست که انهایی که قدر عافیت خود ندانسته اند و در اجتماعی که بستر ارامش برای راحت طلبان مهیا است رفته اند وعضو زحمت کش انجمن اولیا ومربیان شده اند می خواهند به قول شیرازی ها چیر بکشند ویا به قول خودمان دو پامپی به سر خود شان بزنند ! اگر برگردیم به مصیبت طلبان اهل قلم که یکی از انها بنده باشم بارها با جملات دلجویانه ای مانند نوشتن از اب خوردن هم اسان تر است ویا چرا اینقدر مطلبت را چرخاندی خسته کننده بود مورد خطاب قرار گرفته ام که باید خاطر نشان کنم در حال خواندن رمان انتوان چخوف که نیستید از اول تا اخر وهمه اش جذاب باشد شما دارید نوشته های نوشاده نوشادی را می خوانیدکه گاه خوب گاه بدر د بخور و گاه خسته کننده و حوصله سر بر است دیگر به بزرگواری خودتان ببخشید اگر قدر عافیت خود ندانستم که عوض نوشتن مطالب بروم تخمه ژاپنی تهیه کنم!

 
   
نظرهای شما :  
اوزی[20/10/1396] : مشکل اوز تعداد نویسنده وخبر نگار واهل قلم وفرهنگ نیست که تعداد ان چند نفر باشند ما حتی در زمینه کارهای فرهنگی در حد افراط نسبت به سایر مناطق وارد شده ایم مشکل اوز نداشتن تفکر وخردجمعی در زمینه های عمرانی اقتصادی اجتماعی است که این عوامل باعث رونق وابادی وماندگاری نیروهای جوان وفعال در اوز میشود واین ماندگاری جمعیت سبب بالندگی وپیشرفت ونمایان شدن همه گونه نیروی اجتماعی از جمله اهل قلم هم خواهد شد
 
شهروند[20/10/1396] : امروزه داشتن تحصیلات دانشگاهی گواه بر اطلاعات اجتماعی واگاهی نیست وصعیت تحصیل در دانشگاههای بی کیفیت امروزی نشان داده که این افراد هیچگونه تبحر وتخصصی برای کارهای شخصی خود ندارند تا چه رسد که به فرهنگ واجتماع خود کمک کنند البته افراد استثنایی که در این کارها وارد میشوند در اثر اسعداد خودشان است وگرنه
 
شهروند [20/10/1396] : قرار نیست کامنتها فرستاده بشند
 
کیان [20/10/1396] : در توضیح پیام دانش آگاتهی نوشته شده کلمه ای بی ربطی است احتمالا منظور آگاهی بوده لطفآ نگاه کنید
 
استاد دانشگاه [20/10/1396] : درجواب شهروندباید بگویم استدلال ایشان که داشتن تحصیلات دانشگاهی دلیل بر اطلاعات وآگاهی نیست به لحاظ ذهنی وضع موجود دانشگاههای ایران شاید وارد باشد ولی جامعیت ندارد مانباید تصورات شخصی خودرا با وضعیت جاری دانشگاه های کشور بسنجیم دانشگاه مرجع عالی آموزش و پرورش و توسعه است از اینکه بگوییم داشتن مدرک دانشگاهی دلیل بر داشتن اطلاعات نیست یک نظر سطحی واحساسی است. همین نوشتنها وانتقادها دولت را وادار میکند برای رسیدن به پیشرفت بایستی آموزش ودرراس آن دانشگاهها را مورد توجه باشند تا این دستگاهها بدور از دخالتهای بیمورد کار علمی وپژوهشی خودرا بکند بنابراین بجای زیر سئوال بردن اصل دانشگاه باید تلاش کنیم تا دانشگاهها درمسیر واقعی خودش قرار بگیرند
 
هاشمی[20/10/1396] : احسنت خانم نوشادی بامطالب زیبایی که نوشتی دقیقا همینطوره ما بارها در محیط کار همچون موضوعی داشتیم .چقدر ماهرانه نوشتی جای بسیار تشکر وقدر دانیست .
 
فریدون نامی[20/10/1396] : خواهر گرامی شما درابتدای راه وعالی هستید.محکم واستوار باشید جامعه به امثال شما نیاز دارد .شما باعث افتخار ید.
 
فقیه[20/10/1396] : خانم نوشادی هیچکس از نوشتن ضرر نمیکند و مطمیئن باشید آنها که بلد نیستند یا جرئت نوشتن ندارند چوب لای چرخ میگذارند
 
همشهری [21/10/1396] : بنده اوزی هستم. بسیار هم علاقه مند ومتعصب به اوز. وزادگاهم. هستم وسخت پیگیر ارتقا. وپیشرفت وتوسعه اوز هستم. اما چندان به به سر وصدای تبلیغاتی وکارهای تکراری وسطحی. فرهنگی. وزیاده روی دران. دلخوش. نیستم. وفکر می کنم که کارهاییکه در زمینه ساخت دانسگاهها وکتابخانه ها میشود بیشاز حد نیاز وضرورت شهر ماست واین باعث شده که هزینه خیران عزیز ونیروهای فعال اجتماعی در راه کارهای فرهنگی مشغول. شوند. واوز. از توسعه. سیاسی. اقتصادی. واجتماعی وساخت وساز وعمران وابادی. از دیگر. شهرهای. مجاور. عقب. بماند. وتنها دلخوش به کارهای فرهنگنی باشیم. صادقانه می گویم. احساس می کنم که کسانی در اوز ومرکز شهرستان لار هستند که ما. اوزیها. سرگرم این کارها باشیم وخودشان در صدد گرفتن بودجه عای دولتی وکارهای اقتصادی. وتولیدی. برای. شهرهایشان. هستند.
 
خانم نویسنده[21/10/1396] : شما فکر می کنید که مساله مهم مطالبه ارتقا وشهرستان شدن اوز یک مقوله مردانه است که هیچوقت چیزی ومطلبی در باره ان نمی نویسید
 
نوشادی در جواب خانم نویسنده [21/10/1396] : من دوبار در باره ی ارتقا ء نوشته ام با سر تیتر درخواست مردم یک شهر که اقای عزیز خضری محبت کردند ان را در مجله با پیام دانش اوز به چاپ رساندند اگر چه در شماره قدیمی است ولی از انتقادهایی که از من می شود به این مضمون که در مورد این موضوع مهم چیزی نمی نویسم مشخص است هنوز مردم انطور که باید در خط مطالعه نیستند حتی در این سایت نیز گذاشته شده شاید لازم باشد مجددا تقاضا کنم چاپ مجدد بخورد
 
قابل توجه. نویسنده. وسایر قلم. بدستان[21/10/1396] : انسان هرچقدر. بیشتر. مطالعه داشته باشد وبیشتر کامل شود. بیشتر. متواضع تر. ومردم دارتر میشود به صرف نوشتن چند مطلب در روزنامه های. محلی دچار خودبینی وخود بزرگ بینی. نشوید. فعالیت. اجتماعی. در شهری کوچک در اوز هم. مواظب باشند وبا سایر همشهریان. داخل وخارج از اوز. متواضع وفروتن. باشند
 
فرید[22/10/1396] : باید خداراشکر کنی که درد قلم دارید بیشتر خانواده ها درد نون واجاره وگرفتاریهای زندگی واقتصادی دارند که شما ندارید وزندگیتان توپ توپه
 
روزنامه نگار[22/10/1396] : تعجب میکنم فرید چنین دیدی نسبن به نویسندگان و روز نامه نگاران دارندشما از کجا خبر دارید دزندگی این نویسنده توپ توپه!اگر چنین بود که ایشان تو فکر زندگی و رفاه وآرامش خودش بود و بقول خیلیها سربی درد را دستمال نمی بست چرا باعث دلسردی میشوید بقول معروف خیر که نمی رسانید حداقل شر مرسان
 
نام: