جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷

  درباره ما

  گالری عکس

سوم خردادماه روزآزادسازی خرمشهرگرامی باد

 
[ ارسال عکس ]
آرشیو گالری تصاویر  

  ورود به سایت
نام کاربری
رمز عبور


  آمار




  ما و داستان روحانی/ نقد آری، پشیمانی نه /به قلم مهردادخدیر
[ شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ - 04:57:06 ]
به بهانۀ پاره‌ای دل‌خوری‌ها و توییت‌ها و نظرها
در سال 1275 خورشیدی و بعد از آن که تیر میرزا کرمانی ناصر الدین شاه قاجار را از پا انداخت و خود به چنگ نظمیه چی ها افتاد اولین سوالی که نظم الدوله پرسید این بود :

 ما و داستان روحانی/ نقد آری، پشیمانی نه
کی پشت دروازه شهر ایستاده و آماده است که این را انداختی؟!
 
  Image result for ‫مهرداد خدیر در دانشگاه آزاداوز‬‎

مهرداد خدیر- انتقاد از دولت و شخص رییس جمهور روحانی خاصه در فضای مجازی این روزها بالا گرفته تا جایی که برخی از چهره هایی که در انتخابات 29 اردیبهشت از مردم خواسته بودند در رقابت حسن روحانی با ابراهیم رییسی به او رای دهند ابراز پشیمانی می کنند و حتی تعبیر «عبور از روحانی» نیز از زبان بعضی از تحلیل گران سیاسی شنیده می شود.

هر چند در مقابل، جامعه شناسانی چون دکتر حمید رضا جلایی پور درباره تبعات ظهور یک پوپولیسم ویرانگر دیگر هشدار می دهند و ابراز پشیمانی ها را بیشتر در فضای مجازی و از زبان سلبریتی های ورزشی و هنری و نه ذاتا سیاسی و در رفتارهای احساسی و بیشتر در واکنش با مواردی چون افزایش عوارض خروج از کشور شاهدیم اما از این زمزمه ها نمی توان به آسانی گذشت چون کوه هم با نخستین سنگ آغاز می شود.


 Related image

این گفتار بر این گزاره استوار است که «نقد کنیم اما پشیمان نباشیم» و با سری بلند و بیانی رسا هم بگوییم «نقد آری، پشیمانی نه. نقد آری، پشیمانی هرگز».

این را روزنامه نگاری می نویسد که دیشب را تا دیروقت در تحریریه یک ماهنامه معتبر گذراند اما خروجی نهایی و حاصل عرق ریزان روح جمعی از حرفه ای ترین روزنامه نگاران و نویسندگان برای چاپخانه ارسال نشد چون کاغذ نیست! نه که گران است، نیست. البته گفته اند محموله بزرگی در راه است ولی عجالتا میسور نشد.


 

روزنامه نگاری می نویسد که از او می پرسند مگر هنوز مردم روزنامه هم می خوانند که شما روزنامه نگاری می کنید؟! و در تمام این بیست و اندی سال و حتی در روزگاری که قاضی مرتضویِ حالا از اسب قدرت و تهدید و تعطیل و تحقیر و قدرت افتاده و منتظر حکم حبس نشسته می گرفت و می بست، این قدر این حرفه خاصه در حوزه رسانه های چاپی و کاغذی را در خطر ندیده است.

روزنامه نگاری می نویسد که انتظار او برای بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برآورده نشده و وقتی به انجمن محدودتر تهران امید بست و به لطف اعتماد همکاران به عضویت هیات مدیره دومی هم درآمد، دریافت که وعده های وزیر کار دولت آقای روحانی سراب یا خارج از توان اوبود و اراده اش غالب نیست و بی اجازه قول می داده و حالا دوستانی می خواهند سومی را با اجازه و در اندازه ای  کوچک تر به راه اندازند.

پشیمان اما نیستیم. حتی به قدر لحظه ای. شاید علی کریمی فوتبالیست ابراز پشیمانی کند اما شاید او هم نه به خاطر 200 هزار تومان عوارض خروج از کشور که هنوز تصویب هم نشده که بیشتر می خواهد هشدار دهد و چون می داند این پشیمانی ورق را در عالم واقع برنمی گرداند، می گوید و به قصد تلنگر زنی چنین پیامی می گذارد و گرنه همان علی کریمی همراه با حرکت های اصلاحی است.

پشیمانی هرگز. چون همین نقد و ابراز پشیمانی دستاورد گفتمان توسعه و اصلاحات و اعتدال است و در گفتمان اقتدار گرایی جایی ندارد.

در روزهای منتهی به انتخابات 29 اردیبهشت جایی نوشتم به روحانی رای دهیم تا بتوانیم او و دولت او را نقد کنیم.

برخی اما چنان از پشیمانی سخن می گویند که انگار یادمان رفته در 29 اردیبهشت چند گزینه  موجود بود. تنها سه گزینه: روحانی، رییسی و البته قهر.

قهر عملا تقویت دومی بود و تعداد آرای آقای ایراهیم رییسی هم نشان داد کسانی که رأی ندادند تا به گمان خود سلب مشروعیت کنند به هدف خود نرسیدند.
 
در عالم واقع رای دادیم نه در عالم خیال و با نظارت استصوابی شورای نگهبان، تنها دو گزینه روحانی باقی مانده بود و دو دیگر نیزخود می دانستند جدی نیستند. چندان که یکی خود به رای به حسن روحانی توصیه کرد و خودش هم به خودش رای نداد و آمده بود نسیمی از عقل گرایی را در توفان وعده های پوپولیستی وارد فضای انتخاباتی کند و دیگری از جانب حزب متبوع و معرفی کننده هم ملزم به انصراف شد اما تن نداد. پس تنها دو کاندیدا بود.  

یکی با گفتمان توسعه گرایانه و ادبیات آشتی جویانه و شهره به گفتار و رفتار دیپلماتیک و البته مستظهر به پشتیبانی رییس دولت اصلاحات و «تَکرار» او و دیگری با گفتمان اصول گرایانه و با مخاطب قرار دادن حاشیه نشینان و تهی دستان و بی مخاطب قرار دادن طبقه متوسط و با حلقه ای از مردان احمدی نژاد در پیرامون که کابوس تِکرار و نه تَکرار را به جان و ذهن وزبان توسعه گرایان و آشتی جویان انداخته بود.

از این روست که می گوییم پشیمانی جایی ندارد چون روحانی را از میان او و دو رقیب – با احتساب بی عملی - انتخاب کردیم. چون گزینه دیگری نبود و دوباره و سه باره هم اگر آن فضا تکرار شود همان رفتار سرزند سزاست نه جز آن.

عبور از روحانی هم یادآور تجربه تلخ ایده عبور از خاتمی با «شصت میلیون دات آی آر» در سال 83 است که به شصت هزار هم نرسید و البته توانستند کسانی را سرد کنند و از دل آن یأس احمدی نژاد، زاد.

جنس انتصابات روحانی، تغییر لحن او و تصور یا شایعه یا شایبه کوتاه آمدن به خاطر برادر یا فردای سیاسی و بد سلیقگی هایی چون افزایش عوارض خروج از کشور و بیم گرانی بنزین و حذف یارانه ها همه موثر بوده اند و دونالد ترامپ هم در آمریکا به دنبال بر هم زدن بازی برجام است اما جایی برای پشیمانی نیست.

چون گزینه دیگری نبود و نیست.

روحانی، رییس جمهور است اما در فشار و در منگنه. نقد کنیم اما این منگنه را بیشتر فشار ندهیم. بیشتر فشار دهیم خودمان در منگنه قرار می گیریم و شایذ برخی به طعنه بگویند مگر در منگنه قرار نداریم؟!

فشارهم می دهیم با درک و انصاف باشد و همین که می توانیم نقد کنیم و فشار دهیم دستاورد است.
پشیمان نیستیم چون گزینه دیگری نبود. چون گزینه دیگری نیست. چون روحانی را به خاطر آشنایی اش با بازی های سیاسی در داخل و خارج می شناسیم.

علی کریمی که حالا ابراز پشیمانی می کند زیبا بازی می کرد و تماشاگر را به وجد می آورد اما دریبل های او کافی نبود و همیشه هم منجر به بُرد تیم نمی شد. علی دایی که ابراز پشیمانی نکرده و نازیبا و خشک بازی می کرد اما گل می زد.

  در سیاست همه دریبل ها به چشم نمی آید یا همه بلد نیستند دریبل یا روپایی بزنند و از این منظر حسن روحانی را می توان به علی دایی ماننده کرد.

نقد اگر به بازیکنانی از تیم باشد که گاه با افزایش عوارض، گاه با بحث پروانه روزنامه نگاران و گاه با انتصابی غیر منتظره گل به خودی می زنند وارد است اما از خود روحانی و از رأی به روحانی و دست کم رأی به گفتمان روحانی نباید و نمی توان پشیمان بود.

از منظر اخلاقی هم یادمان باشد در نقد، دست ها و زبان ها باز است اما دست و زبان او چه به خاطر مصلحت هایی و ملاحظاتی باز نیست.

نکته دیگر این که رأی به روحانی فقط رأی به شخص یا برنامه های او نبود. صیانت از مکانیسم انتخابات و پاسداشت فضای بازتر چند هفته منتهی به انتخابات هم بود و هست. نکته اصلی اما توجه به گزینه هاست:  

121 سال قبل و 12 اردیبهشت 1275 خورشیدی ساعتی پس از آن که تیر میرزا کرمانی، ناصر الدین شاه قاجار را از پا انداخت و ضارب خود به چنگ نظمیه چی ها افتاد اولین سوالی که نظم الدوله رییس وقت نظمیه پرسید این بود : کی پشت دروازه شهر ایستاده و آمده یا آماده است که تو او را انداختی؟!

منبع : عصر ایران

توضیح:تصاویرمربوطه به زمان حضور نویسنده مطلب دراوزاست

 
   
نظرهای شما :  
فاطمه [25/9/1396] : آقای خضری رییس دانشگاه شما دارید از چه وضعیتی حمایت میکنید شاید این قدر گرانی بی مهار را حس نمیکنید مردم لب پرتگاه قرار گرفتند خیلیها پول ندارند درماه گوشت قرمز یا مرغ بخرند
 
جوان[25/9/1396] : بعضیها پرکردند روحانی بیشتر از این اختیار ندارد این حرف درستی نیست رییس جمهمور مگر میشود اختیار کافی نداشته باشددور اول که میگفت میخواهم برجام بسرانجام برسانم که رسید بقولا افزایش قیمتها برای کشوری چون ایران که روی منابع نفت و گاز نشسته هیچ توجیهی نداردمردم از کجا بیاورندتا خرج زندگی خود و فرزندانشان کنند دادمان باید به گوش کی برسانیم صبح که از خواب پا میشی بیخبر نرخها رفته بالا و حالا اگر بنزین که میگند گران شود باز باید منتظر موج گرانیهای دیگر باشیم
 
عادل [25/9/1396] : ماباید آستانه تحملمان بالا ببریم وهوشیارانه قضاوت کنیم روحانی برود یا نباشد نهایتآ آدمی مثل احمدی نژاد بیاید آنوقت متوجه خواهیم شد چه بدبختی دامنگیرمان میشود همانگونه که 8 سال ریاست جمهوری بزرگترین آسیب به ایران وارد کرد متاسفانه بعضیها براحتی گذشته را فراموش میکنند وما الان هرچی میکشیم از دوران احمدی نژاد هست
 
نام: